::: سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان :::
خانه  تماس با ما  سئوالات متداول  نقشه سايت

جستجوي پشرفته

جستجو

 منوي اصلي

 
 
 
 
 
 
 
 

ورود اعضا

 

نام کاربري

 
 

رمز عبور

 
 

  

 

معرفي به دوستان

با کليک بر روي اين لينک اين سايت را به دوستان خود معرفي کنيد. 

تعداد بازديدها

 


 

RSS

اخبار اين سايت را در ايميل يا سايت خود فراخواني کنيد.

راي گيري

نظر شما در مورد این سایت چیست؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف


مشاهده نتیجه نظرسنجی

آب و هوا

تبليغات

 



باسمه تعالی

نوزدهمین پیام ، نوزدهمین روز ماه مبارک رمضان

با عرض تسلیت ایام شهادت مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب ع به شما علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در ادامه پیامهای روزانه و در نوزدهمین روز ، ابتدا آیاتی که در آنها سیمای امیرالمؤمنین ع ترسیم گردیده آورده می شود که در روزهای آینده نیز بمناسبت ایام شهادت نمونه های دیگری از این آیات روزانه تقدیم می گردد. در ادامه آیاتی از سوره فرقان که بعضی از آنها با تفسیر می باشد ارائه شده و در پایان تفسیر آیات ابتدایی سوره شعرا به پیشگاه شیفتگان کلام وحی ارائه می گردد.

چهره تابناک امام المتقین ، سید الموحدین ، زین المتهجدین ، امیرالمؤمنین حضرت علی ع

در آئینه دهها آیه از منظر تفسیر و تأویل در کتب شیعه وسنی (بخش اول) « بخشهای بعدی در روزهای آینده ارائه می گردد»

1-عهد : امام صادق ع در تفسیر آیه شریفه (لایملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهداً) (آنان هرگز مالک شفاعت نیستند ، مگر کسی که نزد خدای رحمان عهد و پیمانی دارد) می فرماید: منظور از عهد و پیمان ولایت امیرالمؤمنین علی ع و امامان معصوم پس از علی ع است .

2-ودّ و مبشرّ به : در تفسیر آیه شریفه (ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً) به راستی کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند خداوند رحمان محبتی برای آنان در دل ها قرار می دهد ، روایت شده که منظور امیرمؤمنان علی ع است

3-قانت: امام صادق ع در تفسیر آیه شریفه (أمن هو قانت آناء اللیل ساجداً و قائماً یحذر الاخرة و یرجوا رحمة ربه ...) آیا کسی که در ساعات شب به عبادت خدا در حال سجده و ایستاده می پردازد از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است .. می فرماید : این آیه شریفه در شأن علی بن ابیطالب ع نازل گشته که گویای برتری ، دانش ، عبادت و مقام و منزلت رفیع و والایش در پیشگاه خدای متعال است .

4-حسنه : در آنجایی که می فرماید: من جاء بالحسنة فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون (کسانی که کار نیک و حسنه ای انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت وآنان از ترس و وحشت آن روز در امان خواهند بود « حسنه» اسمی برای ولایت علی ع است

5-حیات و زندگی : امام باقر ع در تفسیر آیه شریفه (یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم ) (ای کسانی که ایمان آورده اید ! دعوت خدا و پیامبر را پاسخ دهید هنگامی که شما را به سوی چیزی که حیات و زندگی می بخشد ، می خواند)، می فرماید: این آیه شریفه راجع به ولایت امیرمؤمنان علی ع نازل شده (که همانا ولایت آن حضرت ، موجب حیات ابدی و سعادت دائمی می باشد)

آيه 27 – 29 سوره فرقان

آيه و ترجمه

وَ يَوْمَ يَعَض الظالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يَلَيْتَنى اتخَذْت مَعَ الرَّسولِ سبِيلاً(27)

يَوَيْلَتى لَيْتَنى لَمْ أَتخِذْ فُلاناً خَلِيلاً(28)

لَّقَدْ أَضلَّنى عَنِ الذِّكرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنى وَ كانَ الشيْطنُ لِلانسنِ خَذُولاً(29)

  ترجمه :

27 - و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم .

28 - اى واى بر من ! كاش فلان (شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نكرده بودم !

29 - او مرا از ياد حق گمراه ساخت ، بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود، و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است .

نكته :

نقش دوست در سرنوشت انسان

بدون شك عامل سازنده شخصيت انسان - بعد از اراده و خواست و تصميم او - امور مختلفى است كه از اهم آنها همنشين و دوست و معاشر است ، چرا كه انسان خواه و ناخواه تاثير پذير است ، و بخش ‍ مهمى از افكار و صفات اخلاقى خود را از طريق دوستانش مى گيرد، اين حقيقت هم از نظر علمى و هم از طريق تجربه

و مشاهدات حسى به ثبوت رسيده است .

اين تاثير پذيرى از نظر منطق اسلام تا آن حد است كه در روايات اسلامى از پيامبر خدا حضرت سليمان (عليه السلام ) چنين نقل شده : لا تحكموا على رجل بشى ء حتى تنظروا الى من يصاحب ، فانما يعرف الرجل باشكاله و اقرانه و ينسب الى اصحابه و اخدانه : درباره كسى قضاوت نكنيد تا به دوستانش نظر بيفكنيد چرا كه انسان بوسيله دوستان و ياران و رفقايش شناخته مى شود.!

امام امير المؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام ) در گفتار گوياى خود مى فرمايد: و من اشتبه عليكم امره و لم تعرفوا دينه ، فانظروا الى خلطائه ، فان كانوا اهل دين الله فهو على دين الله ، و ان كانوا على غير دين الله فلا حظ له من دين الله : هر گاه وضع كسى بر شما مشتبه شد و دين او را نشناختيد به دوستانش نظر كنيد، اگر اهل دين و آئين خدا باشند او نيز پيرو آئين خدا است ، و اگر بر آئين خدا نباشند او نيز بهره اى از آئين حق ندارد.

و براستى گاه نقش دوست در خوشبختى و بدبختى يك انسان از هر عاملى مهمتر است ، گاه او را تا سر حد فنا و نيستى پيش مى برد، و گاه او را به اوج افتخار مى رساند.

آيات مورد بحث و شان نزول آن به خوبى نشان مى دهد كه انسان چگونه ممكن است تا مرز سعادت پيش برود، اما يك وسوسه شيطانى از ناحيه يك دوست بد او را به قهقرا بازگرداند و سرنوشتى مرگبار براى او فراهم سازد كه از حسرت آن روز قيامت هر دو دست را به دندان بگزد، و فرياد يا ويلتى از او بلند شود.

در كتاب العشرة (آداب معاشرت ) روايات بسيارى در همين زمينه وارد شده كه نشان مى دهد تا چه اندازه اسلام در مساله انتخاب دوست سختگير و دقيق و موشكاف است .

اين بحث كوتاه را با نقل دو حديث در اين زمينه پايان مى دهيم ، و آنها كه اطلاعات بيشترى در اين زمينه مى خواهند به كتاب العشرة بحار الانوار جلد 74 مراجعه كنند.

در حديثى از نهمين پيشواى بزرگ اسلام امام محمد تقى الجواد (عليه السلام ) مى خوانيم : اياك و مصاحبة الشرير فانه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح اثره : از همنشينى بدان بپرهيز كه همچون شمشير برهنه اند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است !.

پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: اربع يمتن القلب : الذنب على الذنب ... و مجالسة الموتى ، و قيل له يا رسول الله و ما الموتى ؟ قال كل غنى مترف : چهار چيز است كه قلب انسان را مى ميراند: تكرار گناه - تا آنجا كه فرمود: و همنشينى با مردگان ، كسى پرسيد اى رسول خدا مردگان كيانند؟! فرمود: ثروتمندانى كه مست ثروت .

آیه 30 فرقان

وَ قَالَ الرَّسولُ يَرَب إِنَّ قَوْمِى اتخَذُوا هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُوراً(30)

30 - پيامبر عرضه داشت : پروردگارا! اين قوم من از قرآن دورى جستند.

تفسير:

 خدايا، مردم قرآن را ترك كردند!

از آنجا كه در آيات گذشته انواع بهانه جوئيهاى مشركان لجوج و افراد بى ايمان مطرح شده بود نخستين آيه مورد بحث ، ناراحتى و شكايت پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را در پيشگاه خدا از كيفيت برخورد اين گروه با قرآن بازگو مى كند، مى گويد: پيامبر به پيشگاه خدا عرضه داشت : پروردگارا! اين قوم من قرآن را ترك گفتند و از آن دورى جستند (و قال الرسول يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن محجورا).

اين سخن و اين شكايت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) امروز نيز همچنان ادامه دارد، كه از گروه عظيمى از مسلمانان به پيشگاه خدا شكايت مى برد كه اين قرآن را به دست فراموشى سپردند، قرآنى كه رمز حيات است و وسيله نجات قرآنى كه عامل پيروزى و حركت و ترقى است ، قرآنى كه مملو از برنامه هاى زندگى مى باشد، اين قرآن را رها ساختند و حتى براى قوانين مدنى و جزائيشان دست گدائى به سوى ديگران دراز كردند!

هم اكنون اگر به وضع بسيارى از كشورهاى اسلامى مخصوصا آنها كه زير سلطه فرهنگى شرق و غرب زندگى مى كنند نظر بيفكنيم مى بينيم قرآن در ميان آنها به صورت يك كتاب تشريفاتى درآمده است ، تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاههاى فرستنده پخش مى كنند، و جاى آن در كاشى كاريهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است ، براى افتتاح خانه نو، و يا حفظ مسافر، و شفاى بيماران ، و حداكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى كنند.

حتى گاه كه با قرآن استدلال مى نمايند هدفشان اثبات پيشداوريهاى خود به كمك آيات با استفاده از روش انحرافى تفسير به راءى است .

در بعضى از كشورهاى اسلامى مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس تحفيظ القرآن ديده مى شود، و گروه عظيمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند، در حالى كه انديشه هاى آنها گاهى از غرب و گاه از شرق ، و قوانين و مقرراتشان از بيگانگان از اسلام گرفته شده است ، و قرآن فقط پوششى است براى خلافكاريهايشان .

آرى امروز هم پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرياد مى زند: خدايا! قوم من قرآن را مهجور داشتند!

مهجور از نظر مغز و محتوا، متروك از نظر انديشه و تفكر و متروك از نظر برنامه هاى سازنده اش !

سیمای مؤمنان راستین و عباد الرحمن در آئینه زیباترین اوصاف

(بدلیل حجیم شدن مطالب تفسیر این آیات ذکر نشده اما تأکید می شود علاقمندان و کاربران محترم حتماً تفسیر آیات ذیل را از کتب تفسیر مطالعه نمایند)

آيه 63 – 67 سوره فرقان

آيه و ترجمه

وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشونَ عَلى الاَرْضِ هَوْناً وَ إِذَا خَاطبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُوا سلَماً(63)

وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سجَّداً وَ قِيَماً(64)

وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصرِف عَنَّا عَذَاب جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كانَ غَرَاماً(65)

إِنَّهَا ساءَت مُستَقَرًّا وَ مُقَاماً(66)

وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسرِفُوا وَ لَمْ يَقْترُوا وَ كانَ بَينَ ذَلِك قَوَاماً(67)

  ترجمه :

63 - بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام مى گويند (و با بى اعتنائى و بزرگوارى مى گذرند).

64 - آنها كسانى هستند كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى كنند.

65 - آنها كسانى هستند كه مى گويند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان كه عذابش سخت و پر دوام است !

66 - آن بد جايگاه و بد محل اقامتى است .

67 - آنها كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف مى كنند و نه سختگيرى ، بلكه در ميان ايندو حد اعتدالى دارند.

آيه 68 – 71 سوره فرقان

آيه و ترجمه

وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً ءَاخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْس الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَن يَفْعَلْ ذَلِك يَلْقَ أَثَاماً(68)

يُضعَف لَهُ الْعَذَاب يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَ يخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً(69)

إِلا مَن تَاب وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صلِحاً فَأُولَئك يُبَدِّلُ اللَّهُ سيِّئَاتِهِمْ حَسنَتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً(70)

وَ مَن تَاب وَ عَمِلَ صلِحاً فَإِنَّهُ يَتُوب إِلى اللَّهِ مَتَاباً(71)

  ترجمه :

68 - آنها كسانى هستند كه معبود ديگرى را با خداوند نمى خوانند، و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده جز به حق به قتل نمى رسانند، و زنا نمى كنند، و هر كس چنين كند مجازاتش را خواهد ديد.

69 - چنين كسى عذاب او در قيامت مضاعف مى گردد، و با خوارى هميشه در آن خواهد ماند.

70 - مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد كه خداوند گناهان اين گروه را به حسنات تبديل مى كند. و خداوند آمرزنده و مهربان است .

71 - و كسى كه توبه كند و عمل صالح بجا آورد به سوى خدا بازگشت مى كند (و پاداش خود را از او مى گيرد).

آيه 72 – 76 سوره فرقان

آيه و ترجمه

وَ الَّذِينَ لا يَشهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كرَاماً(72)

وَ الَّذِينَ إِذَا ذُكرُوا بِئَايَتِ رَبِّهِمْ لَمْ يخِرُّوا عَلَيْهَا صمًّا وَ عُمْيَاناً(73)

وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَب لَنَا مِنْ أَزْوَجِنَا وَ ذُرِّيَّتِنَا قُرَّةَ أَعْينٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً(74)

أُولَئك يجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صبرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيهَا تحِيَّةً وَ سلَماً(75)

خَلِدِينَ فِيهَا حَسنَت مُستَقَرًّا وَ مُقَاماً(76)

  ترجمه :

72 - آنها كسانى هستند كه شهادت به باطل نمى دهند (و در مجالس ‍ باطل شركت نمى كنند) و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند بزرگوارانه از آن مى گذرند.

73 - آنها كسانى هستند كه هر گاه آيات پروردگارشان به آنها گوشزد شود كر و كور روى آن نمى افتند!

74 - آنها كسانى هستند كه مى گويند پروردگارا از همسران و فرزندان ما، مايه روشنى چشم ما قرار ده و ما را پيشواى پرهيزگاران بنما!

75 - آنها هستند كه درجات عالى بهشت در برابر شكيبائيشان به آنان پاداش داده مى شود. و در آن با تحيت و سلام روبرو مى شوند.

76 - جاودانه در آن خواهند ماند، چه قرارگاه خوب و چه محل اقامت جالبى ! تفسير:

آيه 77 سوره فرقان

آيه و ترجمه

قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكمْ رَبى لَوْ لا دُعَاؤُكمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسوْف يَكونُ لِزَامَا(77)

  ترجمه :

77 - بگو پروردگار من براى شما اجرى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد، شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد و دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.

 تفسير:

 اگر دعاى شما نبود ارزشى نداشتيد!

اين آيه كه آخرين آيه سوره فرقان است در حقيقت نتيجه اى است براى تمام سوره ، و هم براى بحثهائى كه در زمينه اوصاف عباد الرحمن در آيات گذشته آمده است روى سخن را به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كرده مى گويد: بگو پروردگار من براى شما ارج و وزنى نيست اگر دعاى شما نباشد (قل ما يعبؤ بكم ربى لو لا دعاؤ كم ).

يعبؤ از ماده عبا (بر وزن عبد) به معنى سنگينى است ، بنابراين جمله لا يعبا يعنى وزنى قائل نيست ، و به تعبير ديگر اعتنائى نمى كند.

گر چه درباره معنى دعا در اينجا احتمالات زيادى داده شده ولى ريشه همه تقريبا به يك اصل باز مى گردد.

بعضى گفته اند دعا به همان معنى دعا كردن معروف است .

بعضى ديگر آنرا به معنى ايمان ، و بعضى به معنى عبادت و توحيد، و بعضى به معنى شكر و بعضى به معنى خواندن خدا در سختيها و شدائد، تفسير كرده اند اما ريشه همه اينها همان ايمان و توجه به پروردگار است

بنابراين مفهوم آيه چنين مى شود: آنچه به شما وزن و ارزش و قيمت در پيشگاه خدا مى دهد همان ايمان و توجه به پروردگار و بندگى او است .

سپس مى افزايد: شما تكذيب آيات پروردگار و پيامبران خدا كرديد، و اين تكذيب دامان شما را خواهد گرفت ، و از شما جدا نخواهد شد (فقد كذبتم فسوف يكون لزاما).

ممكن است چنين تصور شود كه ميان آغاز و پايان آيه تضادى وجود دارد و يا حداقل ارتباط و انسجام لازم ديده نمى شود، ولى با كمى دقت روشن مى شود كه منظور اصلى اين است شما در گذشته آيات خدا و پيامبران او را تكذيب كرديد اگر به سوى خدا نيائيد و راه ايمان و بندگى او را پيش نگيريد هيچ ارزش و مقامى نزد او نخواهيد داشت ، و كيفرهاى تكذيبتان قطعا دامانتان را خواهد گرفت .

از جمله شواهد روشنى كه اين تفسير را تاييد مى كند حديثى است كه امام باقر (عليه السلام ) نقل شده : از آن حضرت سؤ ال كردند: كثرة القرائة افضل او كثرة الدعاء؟: آيا بسيار تلاوت قرآن كردن افضل است يا بسيار دعا نمودن ؟ امام در پاسخ فرمود: كثرة الدعا افضل و قرء هذه الاية : بسيار دعا كردن افضل است و سپس آيه فوق را تلاوت فرمود.

نكته :

دعا راه خودسازى و خداشناسى

مى دانيم در آيات قرآن و روايات اسلامى اهميت زيادى به مساله دعا داده شده كه نمونه آن آيه فوق بوده ولى ممكن است قبول اين امر براى بعضى در ابتدا سنگين باشد كه دعا كردن كار بسيار آسانى است و از همه كس ساخته است ، و يا قدم را از اين فراتر نهند و بگويند دعا كار افراد بيچاره است ! اين كه اهميتى ندارد!.

ولى اشتباه از اينجا ناشى مى شود كه دعا را خالى و برهنه از شرائطش ‍ مى نگرند در حالى كه اگر شرائط خاص دعا در نظر گرفته شود اين حقيقت به وضوح ثابت مى شود كه دعا وسيله مؤ ثرى است براى خودسازى و پيوند نزديكى است ميان انسان و خدا.

نخستين شرط دعا شناخت كسى است كه انسان او را مى خواند.

شرط ديگر شستشوى قلب و دل ، و آماده ساختن روح براى تقاضاى از او است ، چرا كه انسان هنگامى كه به سراغ كسى مى رود بايد آمادگى لقاى او راداشته باشد.

شرط سوم دعا جلب رضا و خشنودى كسى است كه انسان از او تقاضائى دارد چرا كه بدون آن احتمال تاثير بسيار ناچيز است .

و بالاخره چهارمين شرط استجابت دعا آن است كه انسان تمام قدرت و نيرو و توان خويش را به كار گيرد و حداكثر تلاش و كوشش را انجام دهد، و نسبت به ماوراى آن دست به دعا بردارد و قلب را متوجه خالق كند.

زيرا در روايات اسلامى صريحا آمده است كارى را كه انسان خود مى تواند انجام دهد اگر كوتاهى كند و به دعا متوسل شود دعايش ‍ مستجاب نيست !

به اين ترتيب دعا وسيله اى است براى شناخت پروردگار و صفات جمال و جلال او، و هم وسيله اى است براى توبه از گناه و پاك سازى روح ، و هم عاملى است براى انجام نيكيها، و هم سببى است براى جهاد و تلاش و كوشش بيشتر تا آخرين حد توان .

به همين دليل تعبيرات مهمى درباره دعا ديده مى شود كه جز با آنچه گفتيم مفهوم نيست ، مثلا:

در روايتى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم : الدعاء سلاح المؤ من ، و عمود الدين ، و نور السموات و الارض : دعا اسلحه مؤ من ، و ستون دين و نور آسمانها و زمين است .

در حديث ديگرى از امير مؤ منان على (عليه السلام ) مى خوانيم : الدعاء مفاتيح النجاح ، و مقاليد الفلاح ، و خير الدعاء ما صدر عن صدر نقى و قلب تقى : دعا كليد پيروزى و مفتاح رستگارى است و بهترين دعا دعائى است كه از سينه پاك و قلب پرهيزگار برخيزد.

و در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : الدعاء انفذ من السنان دعا نافذتر از نوك نيزه است !.

گذشته از همه اينها اصولا در زندگى انسان حوادثى رخ مى دهد كه از نظر اسباب ظاهرى او را در ياس فرو مى برد، دعا مى تواند دريچه اى باشد به سوى اميد پيروزى ، و وسيله مؤ ثرى براى مبارزه با ياس و نوميدى .

به همين دليل دعا به هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت و نيرو و اميدوارى و آرامش مى بخشد، و از نظر روانى اثر غير قابل انكارى دارد.

در زمينه مساله دعا، و فلسفه ، و شرائط، و نتائج آن ، به طور مشروح در جلد اول تفسير نمونه ذيل آيه 186 سوره بقره بحث كرده ايم ، براى توضيح بيشتر به آنجا مراجعه فرمائيد.

پروردگارا! ما را از بندگان خاصت قرار ده و توفيق كسب ويژگيهاى صفات عباد الرحمن را به ما مرحمت كن .

خداوندا! درهاى دعا را به روى ما بگشا و آن را سبب ارزش وجود ما در پيشگاهت قرار ده .

خدايا! توفيق دعاهائى كه مطلوب درگاه تو است به ما مرحمت فرما و از اجابت آن ما را محروم مكن انك على كل شى ء قدير، و بالاجابة جدير.

آيه 1 – 6 شعراء

آيه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

طسم (1)

تِلْك ءَايَت الْكِتَبِ الْمُبِينِ(2)

لَعَلَّك بَخِعٌ نَّفْسك أَلا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ(3)

1 - طسم

2 - اين آيات كتاب مبين است .

3 - گوئى مى خواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى بخاطر اينكه آنها ايمان نمى آورند.

آيه بعد عظمت قرآن را اين چنين بيان مى كند: اينها آيات كتاب مبين است (تلك آيات الكتاب المبين ).

البته تلك از نظر ادبيات عرب اشاره به دور است ، و به معنى آن يا آنها مى باشد، و همانگونه كه سابقا هم اشاره كرده ايم در كلام عرب و گاه در زبان فارسى براى بيان عظمت چيزى از اسم اشاره دور استفاده مى شود، يعنى موضوع به قدرى مهم و بلند مرتبه است كه گوئى از دسترس ما بيرون و در اوج آسمانها قرار داد.

قابل توجه اينكه اين آيه به همين صورت بى كم و كاست در آغاز سوره يوسف و قصص نيز آمده است ، و در همه اين موارد بعد از حروف مقطعه واقع شده ، كه نشان دهنده ارتباط اين حروف با عظمت قرآن است .

توصيف قرآن به مبين كه در اصل از ماده بيان است اشاره به آشكار بودن عظمت و اعجاز آن مى باشد كه هر چه انسان در محتواى آن بيشتر دقت كند به معجزه بودنش آشناتر مى شود.

از اين گذشته قرآن بيان كننده حق از باطل و آشكار كننده راه سعادت و پيروزى و نجات از گمراهى است .

سپس به دلدارى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پرداخته ، مى گويد: گوئى مى خواهى جان خود را به خاطر اينكه آنها ايمان نمى آورند از شدت اندوه بر باد دهى ! (لعلك باخع نفسك ان لا يكونوا مؤ منين ).

باخع از ماده بخع (بر وزن بخش ) به معنى هلاك كردن خويشتن از شدت غم و اندوه است . اين تعبير نشان مى دهد كه تا چه اندازه پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نسبت به مردم دلسوز و در انجام رسالت خويش اصرار و پافشارى داشت ، و از اينكه مى ديد تشنه كامانى در كنار چشمه آب زلال قرآن و اسلام نشسته اند و باز از تشنگى فرياد مى كشند ناراحت بود.

ناراحت بود كه چرا انسان عاقل با داشتن اينهمه چراغ روشن باز از بيراهه مى رود؟ و در پرتگاه فرو مى غلطد و نابود مى شود؟

آرى همه پيامبران الهى اين چنين دلسوز بودند مخصوصا پيامبر اسلام كه اين تعبير كرارا در قرآن در مورد او آمده است .

بعضى از مفسران چنين مى گويند كه سبب نزول آيه فوق اين بود كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مرتبا اهل مكه را به توحيد دعوت مى كرد، اما آنها ايمان نمى آوردند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنقدر ناراحت شده بود كه آثار آن در چهره اش آشكار بود، آيه فوق نازل شد و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را دلدارى داد.

احادیث برگرفته از کتاب قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام



Copyright 2008 www.esfahan-tebyan.ir , All rights reserved.