البقرة : 129 | البقرة : 151 | آلعمران : 164 | الجمعة : 2 |
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ | كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولا ًمِنْكُمْ | لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ | هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ َسُولاً مِنْهُمْ |
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِك | يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا | يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ | يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ |
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم | وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ | وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ | وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ |
| وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ | وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ | وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ إ |
ِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ | | | |
نتایج جدول فوق :
1. بر اساس آیات فوق برنامه تبلیغی پیامبر به ترتیب زیر بوده است :
الف : تلاوت قرآن برای مردم .
ب : تعلیم کتاب و حکمت ( آیات و روایات )
ج : تزکیه
2. چهار مرتیه خداوند در آیات فوق آموزش و پرورش را در کنار هم قرار داده است . ولی سه مرتبه فرموده : پرورش و آموزش و یک مرتبه فرموده : آموزش و پرورش.
3. از مطلب شماره 2 نتیجه می گیریم که علم اصالت ندارد ، بلکه فقط رتبه زمانی دارد . و پرورش اصالت و رتبه مقامی دارد.
4. روش فوق بسیار موثر بوده که مردم را از ضلال مبین نجات داده است .( وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ )
5. روش فوق برای از بین بردن جهل و نادانی و بدست آوردن بصیرت بسیار نیکو است (. وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ )- ( الْحِكْمَةَ )
6. مبلغین عزیز باید رسول اعظم صلی الله علیه و آله را در امور تبلیغی مقتدای خود حساب کنند . و تعلیم ، قرائت و تفسیر قرآن را در اولویت برنامه های خود قرار دهند . تا مٌبلغ و مردم پیوسته در حمایت لطف پروردگار قرار گیرند و همه وفا دار به ارزشهای مذهبی شوند .
7. تنها در کل قرآن درچهار آیه فوق واژه های بلند زیر همراه هم آمده است :
الف : بعث و ارسال رسل
ب : تلاوت آیات قرآن کریم ( آموزش )
ج : تعلیم کتاب( آموزش)
د : تعلیم حکمت ( آموزش )
ه : تزکیه ( پرورش )
پس اگر چنانچه علم به عنوان يك فضيلت مطرح است علمى است كه تبصره اصل تقوا است و از اين جا معلوم مى شود آن علم كه ذات اقدس اله طلب افزايش آن را به رسولش صلى الله عليه و آله دستور مى دهد و مى فرمايد : " وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً" -طه - 114 منظور علم نافع است و نفع علم در پرتو همان تقوا و ایمان است.
طرح سوم : طرح موضوع مرکب با رعایت سخن پیوندی
در ابتدا حدیث جذاب انتخاب می کنیم که دارای چند موضوع و یا یک موضوع و دارای چند حالت باشد . و در انتخاب روایت از جهت فصاحت و بلاغت دقت فراوان می کنیم و با مطالب بسیار جذاب و کلاسیک روایت را شرح می دهیم که این قسمت مربوط به فقه الحدیث می شود
حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :
قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:
لا بدّ للمؤمن من أربعة أشياء:
1. دابّة فارهة
2. و دار واسعة،
3. و ثياب جميلة،
4. و سراج منير.
قالوا: يا رسول اللّه، ليس لنا ذلك، فما هي؟
قال صلّى اللّه عليه و آله:
1. أمّا الدابّة الفارهة فعقله،
2. و أمّا الدار الواسعة فصبره،
3. و أمّا الثياب الجميلة فحياه،
4. و أمّا السراج المنير فعلمه.
تحرير المواعظ العددية 334 الفصل الثاني مما روته العامة عن النبي صلى الله عليه و اله
فقه الحدیث :
در ابتدا باید واژه ها را معنا کنید :
معنای دابه و فارهه
دابَّة- اسم جمع است و براى هر چيزى كه به آرامى حركت مىكند( مفردات )
در قرآن مجيد در باره تمام جنبندگان اعمّ از انسان و حيوان و غيره بكار رفته است (قاموس القرآن)
واژه فارهه در مورد انسان و غير انسان بكار ميبرند( مفردات)
معنای عقل :
به نيرويى كه آماده براى پذيرش علم است گفته مىشود نيز به علم و دانشى كه با آن، نيروى باطنى انسان از آن سود مىبرد «عقل» گفته مىشود. از اين روى امير المؤمنين على عليه السّلام فرموده است.
العَقْل عَقْلان مطبوع و مسموع
و لا ينفع مسموع اذا لم يك مطبوع
كما لا ينفع ضوء الشّمس و ضوء العين ممنوع
(عقل دو گونه است، عقل طبيعى و فطرى، و عقل اكتسابى از مسموعات، هر گاه عقل فطرى در انسان نباشد عقل اكتسابى و شنيدهها سود نمىدهد چنانكه نور خورشيد به چشمى كه نور ندارد بهره نمىدهد). «1» پيامبر (ص) به عقل فطرى اين چنين اشاره كرده است كه:
«ما خلق اللّه خلقا أكرم عليه من العقل» (خداوند هيچ آفريدهاى را گرامىتر از عقل نيافريده). و در باره عقل مسموع و اكتسابى پيامبر (ص) اشاره كرده است كه: «ما كسب احد شيئا أفضل من عقل يهديه إلى هدى أو يردّه عن ردى».
(هيچ احدى چيزى را با فضيلتتر از عقلى كه او را به سوى خوبى هداست مىكند و از بدى برمىگرداند كسب نكرده است).
اين عقل همان معنى و مقصودى است كه خداوند در آيه: (وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ- 43/ عنكبوت). آن را بيان داشته و هر جائى در قرآن كه خداوند در آنجا كفّار را به عدم عقل مذمّت كرده اشاره به عقل اكتسابى و «عقل دوّم» است نه «عقل اوّل» ( مفردات )
عقل بمعنى اسمى در قرآن نيامده و فقط بصورت فعل مثل عَقَلُوهُ- ... يَعْقِلُونَ- ... تَعْقِلُونَ- ... نَعْقِلُ بكار رفته است، در روايات كه آمده «الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ» ... «ما خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً اكْرَمَ عَلَيْهِ مِنَ الْعَقْلِ» مراد از آن ظاهرا همان نيروى فهم و درك انسانى است.( قاموس القرآن)
ارتباط مرکب قوی با عقل
در فقه الحدیث این قسمت باید ارتباط مرکب قوی را با عقل بیان کنیم : مرکب فول در کوتاهترین مدت و با کیفیت عالی انسان را بدون هیچ نقص و عیبی به مقصد می رساند . از اینرو عقل نیز هر چه نیرومندتر باشد دین و حیای انسان نیز قوی تر می شود. با توجه به این مقدمه کوتاه سزاوار است در این قسمت راههای بارور کردن عقل را بیان کنیم ؛ و این که بتواند انسان برای تهذیب نفس نیروی عقلانی خود و خانواده خود را بارور کند. بالاترین خدمت است به خود و خانواده خود .
بعضی از راههای بارورکردن عقل :
در روايات و آيات عواملى براى بارور كردن عقل ذكر شده كه قسمتى از آنها را ذكر مى كنيم :
1 - تلاش در علم و دانش :
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْعِلْمِ يَفْتَحُ الْعَقْل
بحارالأنوار ج : 1 ص : 159
تلاش در تحقیقات علمی ( دریچه ) عقل را باز می کند .یکی از مصادیق تلاش علمی ، تفکر در کلمات حکیمانه است .
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام َ كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْحِكْمَةِ تَلْقَحُ الْعَقْلَ
بحارالأنوار ج 75 ص 247 باب 23
مطالعه فراوان و تفکر در کلمات حکیمانه عقل را بارور می کند .( پس هر روز صبح اگر یکی از کلمات حکیمانه نهج البلاغه را بخوانیم و تا شب در آن فکر کنیم عقل انسان بارور می شود . )بنابر این روزی یکی از حکمتهای نهج البلاغه را که بخوانیم و در آن تفکر کنیم باعث باروری عقل می شود .
2 – علم و تجربه :
قال علی علیه السلام : الْعَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ [يَزِيدُ] بِالْعِلْمِ بِالتَّجَارُب
غررالحكم 53
عقل سرشتی است که با علم و تجربه زیاد می شود .( پس هم از تجربه خود و هم از تجربه دیگران استفاده کنیم )
3- ملاقات کردن با برادران دینی :
عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع قَالَ مُلَاقَاةُ الْإِخْوَانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقِيحُ الْعَقْلِ وَ إِنْ كَانَ نَزْراً قَلِيلًا
بحارالأنوار ج 71 ص353 باب 21
ملاقات کردن با برادران دینی دید عقل را باز می کند و آن را بارور می نماید اگر چه بسیار کم باشد ( چون هر دو مشمول رحمت خداوند می شوند و این ملاقات باعث یادگیری خیلی از فضایل اخلاقی و رفع خیلی از رذایل آن می شود . )و این طریق با کلید همنشینی نیز جمع می شود . و در حقیقت از دو طریق کسب فضیلتها می شود.
4 – تجارت :
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ
الكافي ج 5 ص 148 باب فضیلت تجارت و مواظبت بر آن - منلايحضرهالفقيه ج 3 ص 191
تجارت عقل را زیاد می کند . ( چون تجارت یک نوع معاشرت و همنشینی با افراد گوناگون است که باعث زیاد شدن عقل ، علم و دانش و معرفت می شود . «مراد از عقل در اينجا، عقل معاش است».)
امام حسین علیه السلام فرمود : دِرَاسَةُ الْعِلْمِ لِقَاحُ الْمَعْرِفَةِ- وَ طُولُ التَّجَارِبِ زِيَادَةٌ فِي الْعَقْلِ
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج75 128 باب 20 پند و اندرزهاى امام حسين(ع)
درس دادن علم موجب پيدا شدن معرفت مىشود و طول تجربه عقل را افزايش ميدهد،
5- ادب :
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بفرزندش حضرت امام حسن عليه السّلام وصيت فرمود : اى پسر من بهره و نصيب خود را كاملا از أدب بگير، و دل را آماده كن براى أدب زيرا دل بزرگتر است از اينكه پليدى وارد آن گردد، بدان كه هر گاه فقير شدى ادب تو را بىنياز گرداند و ميتوانى بخوبى زندگانى كنى، و اگر در شهر و ديار غربت رفتى رفيق و مصاحب و دوست با وفاى تو است (كه با داشتن ادب ترس و وحشتى نخواهى داشت)، يَا بُنَي اى پسر من: الْأَدَبُ لِقَاحُ الْعَقْلِ وَ ذَكَاءُ الْقَلْبِ وَ عُنْوَانُ الْفَضْل أدب سبب زياد شدن عقل و باعث پاكى و زيركى قلبست و منشأ فضيلت و بزرگواريست، بدان كه: دوست واقعى و حقيقى براى كسى بسبب مال و رياست پيدا نشود بلكه أدبست كه تكيهگاه مرد و دليل عقل و راهنماى صفات و اخلاق نيكوى او ميباشد (و بالنتيجه دوست حقيقى برايش پيدا شود) و هر كه ادب ندارد حيوان بىمصرفى بيش نيست.
إرشاد القلوب إلى الصواب ج1 160 باب 49 در ادب
6- و همنشينى با دانشمندان
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع مُجَالَسَةُ الصَّالِحِينَ دَاعِيَةٌ إِلَى الصَّلَاحِ وَ أَدَبُ الْعُلَمَاءِ زِيَادَةٌ فِي الْعَقْل على بن الحسين عليهما السّلام فرموده: «همنشينى با خوبان صلاح انگيز است، و همنشينى با دانشمندان موجب زياد شدن عقل و خرد.
تحف العقول عن آل الرسول ص 389 سفارشات امام كاظم عليه السلام به هشام، و تعريف او از«عقل- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج1 ص 141 باب 4
یعنی یاد گرفتن و نگاه کردن آداب ، رفتار، گفتار و اخلاق آنها موجب زیاد شدن عقل انسان می شود .
7- سوال کردن از فرزندان و تعلیم حکمتها به آنها
آقا امیر المومنین علی علیه السلام سوالاتی از فرزندش امام حسن علیه السلام پرسید و آن حضرت جواب دادند . از جمله سوالات این بود که : بىعقل و كودنى چيست امام حسن فرمود: دشمنى با امير خود كردن و عنادورزيدن با كسى كه مىتواند به تو سود و يا زيان برساند، در اين هنگام على عليه السّلام متوجه حارث اعور شدند و فرمودند: عَلِّمُوا هَذِهِ الْحِكَمَ أَوْلَادَكُمْ فَإِنَّهَا زِيَادَةٌ فِي الْعَقْلِ وَ الْحَزْمِ وَ الرَّأْيِ
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج69 194 باب 105
اين حكمتها را به فرزندان ياد دهيد كه به آنها عقل، دورانديشى و تفكر را ياد مىدهد.
8- پی بردن به نشانه های عاقل
یکی از راههای بارور کردن عقل این است که نشانه های عاقل را در آیات و روایات ملاحظه کنیم و خود را به آن علائم مزین کنیم .تا رنگ عاقلان را پیدا کنیم . و با تکرار آنها قدرت عقلانی خود را افزایش دهیم. از جمله این علامتها :
1) زمان خود را بشناسد.(تلاش در شناخت زمان و اهل آن کند . )
2) رأى خردمندان را برأى خود بيفزايد و دانش علماء را بر دانش خويش اضافه نمايد.
3) به واسطه گذشت عمر از طلب علم مأيوس نگردد
4) در خواستن نيازهاى خود از خدا كوتاهى نكند
5) واقعه گذشته، ما را بر معيار ديگر قضايا آگاه سازد، و كافى است كه خردمندان از تجاربى كه اندوختهاند عبرت بگيرند و آنها را سرمشق آينده خويش قرار دهند.
6) از وقايع ديروز خود عبرت و سرمشق بگيرد و آن را در زندگى، پشتيبان خود قرار ميدهد.
7) اظهار دوستى و محبت نسبت بعموم مردم است
8) بكارى كه موظّف است روى آورد و آن را بدرستى انجام دهد.
9) بشر دوستى و نيكى بهمه مردم است خواه خوب و درستكار باشند يا فاسق و گناهكار.
10) .مواظب باشد در مجلسی کسی سخنی گفت که ناشدنی است آن سخن را زود تصدیق نکند .
11) عمل كوچك و خير ديگران را بزرگ بشمارد، و عمل خير خود را اندك بداند.
12) مناجات با خداوند.
13) توسل به امامان معصوم علیهم السلام .
14) تلاوت قرآن و متذکر شدن
15) صله ارحام و ارتباط نزدیک با آنها
16) زیاد کردن مشاهدات خود از طریقهای مختلف مثل سفر کردن و تفریح سالم .
9- توجه به ده چیزی که خداوند عقل را با آن ده چیز تقویت کرد :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْعَقْلَ مِنْ نُورٍ مَخْزُونٍ مَكْنُونٍ فِي سَابِقِ عِلْمِهِ الَّتِي لَمْ يَطَّلِعْ عَلَيْهِ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ
خداوند عقل را با ده چيز تقويت كرديزيد بن حسن از امام كاظم (ع) و او از پدرانش نقل مىكند كه پيامبر خدا (ص)فرمود: خداوند عقل را از نور پنهان و نهفته خود كه در علم پيشين خود بود و كسى را از نبى مرسل و فرشته مقرب به آن آگاه نساخته است، آفريد
1) فَجَعَلَ الْعِلْمَ نَفْسَهُ، پس علم را جان او
2) وَ الْفَهْمَ رُوحَهُ و فهم را روح او
3) وَ الزُّهْدَ رَأْسَهُ و زهد را سر او
4) وَ الْحَيَاءَ عَيْنَيْهِ و حيا را دو چشم او
5) وَ الحِكْمَةَ لِسَانَهُ و حكمت را زبان او
6) وَ الرَّأْفَةَ هَمَّهُ و مهربانى را همت او
7) وَ الرَّحْمَةَ قَلْبَهُ و رحمت را قلب او قرار داد
ثُمَّ حَشَاهُ وَ قَوَّاهُ بِعَشَرَةِ أَشْيَاءَ : ، آنگاه او را با ده چيز پر كرد و تقويت نمود:
1) بِالْيَقِينِ با يقين
2) وَ الْإِيمَانِ و ايمان
3) وَ الصِّدْقِ و راستى
4) وَ السَّكِينَةِ و آرامش
5) وَ الْإِخْلَاصِ و اخلاص
6) وَ الرِّفْقِ و ملايمت
7) وَ الْعَطِيَّةِ و بخشش
8) وَ الْقُنُوعِ و قناعت ،
9) وَ التَّسْلِيمِ و تسليم
10) وَ الشُّكْرِ و شكر
ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ ، لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ سپس خداوند فرمود: برو، پس رفت، سپس فرمود: بيا، پس آمد
ثُمَّ قَالَ لَهُ، تَكَلَّمْ سپس به او فرمود سخن بگو
فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لَهُ ضِدٌّ وَ لَا نِدٌّ وَ لَا شَبِيهٌ وَ لَا كُفْوٌ وَ لَا عَدِيلٌ وَ لَا مِثْلٌ الَّذِي كُلُّ شَيْءٍ لِعَظَمَتِهِ خَاضِعٌ ذَلِيلٌ
پس گفت: ستايش خداوندى را كه او ضدّ و همتا و شبيه و هم رتبه و همانند ندارد، او كسى است كه هر چيزى را در برابر عظمت او خاضع و خوار است،
فَقَالَ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحْسَنَ مِنْكَ وَ لَا أَطْوَعَ لِي مِنْكَ وَ لَا أَرْفَعَ مِنْكَ وَ لَا أَشْرَفَ مِنْكَ وَ لَا أَعَزَّ مِنْكَ بِكَ أُؤَاخِذُ وَ بِكَ أُعْطِي وَ بِكَ أُوَحَّدُ وَ بِكَ أُعْبَدُ وَ بِكَ أُدْعَى وَ بِكَ أُرْتَجَى وَ بِكَ أُبْتَغَى وَ بِكَ أُخَافُ وَ بِكَ أُحْذَرُ وَ بِكَ الثَّوَابُ وَ بِكَ الْعِقَابُ
پس پروردگار گفت: سوگند به غرب و جلالم كه آفريدهاى زيباتر و فرمانبردارتر و بلند مرتبهتر و شريفتر و عزيزتر از تو نيافريدهام، به وسيله تو مؤاخذه مىكنم و به وسيله تو عطا مىكنم و به وسيله تو به يگانگى خوانده مىشوم و به وسيله تو پرستيده مىشوم و به وسيله تو خوانده مىشوم و به وسيله تو به من اميدوار مىشوند و به وسيله تو طلب مىكنم و به وسيله تو ترسيده مىشوم و به وسيله تو بر حذر داشته مىشوم و ثواب و عذاب با تو خواهد بود.
فَخَرَّ الْعَقْلُ عِنْدَ ذَلِكَ سَاجِداً فَكَانَ فِي سُجُودِهِ أَلْفَ عَامٍ پس در اين هنگام عقل، سر به سجده فرود آورد و هزار سال در سجده بود
فَقَالَ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ارْفَعْ رَأْسَكَ وَ سَلْ تُعْطَ وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ ، پس خداوند فرمود: سر از سجده بردار و بخواه كه داده خواهى شد و شفاعت كن كه شفاعت تو پذيرفته خواهد شد
فَرَفَعَ الْعَقْلُ رَأْسَهُ فَقَالَ إِلَهِي أَسْأَلُكَ أَنْ تُشَفِّعَنِي فِيمَنْ خَلَقْتَنِي فِيهِ ، پس عقل سر خود را از سجده برداشت و گفت: خدايا از تو مىخواهم كه شفاعت مرا در باره كسى كه مرا در آن آفريدهاى بپذير،
فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لِمَلَائِكَتِهِ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ شَفَّعْتُهُ فِيمَنْ خَلَقْتُهُ فِيه پس خداوند به فرشتگانش فرمود: شما را گواه مىگيرم كه من شفاعت او را در باره كسى كه در وجود او آفريده شده مىپذيرم.
الخصال ج2 427 إن الله تبارك و تعالى قوى العقل بعشرة أشياء
10 - تفکر در آیات آفاقی و انفسی و فعال سازی عقل
البقرة : 164 إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
به يقين در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتىهايى كه در دريا به سود مردم جريان دارند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده و با آن زمين را پس از مرگش زنده نموده، و در آن از هر نوع جنبندهاى پراكنده كرده، و گرداندن بادها (از سويى به سويى)، و ابرى كه در ميان آسمان و زمين مسخّر است، (در هر يك از اين امور هفتگانه) نشانههايى است (از توحيد و قدرت و حكمت خدا) براى گروهى كه مىانديشند.
الملك : 10 وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعيرِ
و گويند: اگر ما (به راستى) مىشنيديم يا مىانديشيديم هرگز در زمره اهل آتش فروزان دوزخ نبوديم.
الروم : 21 وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
و از نشانههاى او اين است كه براى شما از جنس خودتان (نه از فرشتگان و نه از اجنّه و غير آنها) همسرانى آفريد كه در كنار آنها آرامش يابيد، و ميان شما (شوى و زن يا افراد نوع انسانى) علاقه دوستى و مهر باطنى نهاد، همانا در اين امر نشانههايى است (از توحيد و قدرت و حكمت خدا) براى گروهى كه مىانديشند.
الروم : 24 وَ مِنْ آياتِهِ يُريكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
و از نشانههاى او آن است كه (رعد و) برق را براى بيم و اميد (بيم از صاعقه و ويرانى و اميد به باران نافع) به شما مىنماياند، و از آسمان آبى (به صورت باران و برف و تگرگ) فرو مىفرستد كه بدان وسيله زمين را (يا مواد مستعده گياهان آن را) پس از مرگش زنده مىكند.
النحل : 12 وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام نمود و همه ستارگان در برابر اراده حتمى او رام است. البته در اين (تسخير عظيم) نشانههايى است براى گروهى كه خرد را به كار مىبرند.
الجاثية : 13 وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
و آنچه در آسمانها و آنچه در اين زمين است همه را كه (وجود و حفظ و تدبيرشان) از اوست به سود شما مسخر نمود. حقّا كه در اين (تسخير) نشانههايى (از توحيد و قدرت و رحمت او) است براى گروهى كه مىانديشند.
11 - از بین بردن فساد کننده عقل
چیزهایی که عقل را فاسد کند از بین ببریم . مانند :
1- شهوت :
َقدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَه
تصنيف غرر الحكم و درر الكلم 305 بعض آثار الشهوة و الغلبة عليها
شهوتها خرد او (دوستدار دنيا و مال) را تباه كرده است ...
2- جهل
عقل با دانش سامان مىيابد، و با تجربه به كمال مىرسد، و با جهل و نادانى تباه مىشود. و اين جهل كه اكنون- بعنوان منشأ فساد عقل- از آن سخن مىگوييم، همان است كه دوستى مال دنيا، و آن را محور قرار دادن، و براى دست يافتن به آن خود را به مهلكه انداختن، در انسان پديد مىآورد و پرورش مىدهد.
3- ترک تجارت
قالَ الصَّادِقُ ع تَرْكُ التِّجَارَةِ مَذْهَبَةٌ لِلْعَقْل
من لا يحضره الفقيه ج3 192 باب التجارة و آدابها و فضلها و فقهها
امام صادق علیه السلام فرمود: ترك تجارت و داد و ستد با مردم عقل را مىبرد. (و بنا به روايتى كه در كافى است «عقل را كم مىكند»).
12- سه عدد حسن
وَ قَالَ ص قَسَمَ اللَّهُ الْعَقْلَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَجْزَاءٍ- فَمَنْ كَانَتْ فِيهِ كَمَلَ عَقْلُهُ وَ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ فَلَا عَقْلَ لَهُ :
1) حُسْنُ الْمَعْرِفَةِ بِاللَّهِ
2) وَ حُسْنُ الطَّاعَةِ لَهُ
3) وَ حُسْنُ الصَّبْرِ عَلَى أَمْرِه
مستدركالوسائل ج 1 ص 419 باب 59
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: نخستين اثر عقل بعد از ايمان آن است كه مردم را دوست داشته باشى و نيز فرمود: خداوند عقل را بر سه چيز قرار داده است، در هر كس اين سه چيز باشد عقلش كامل است و در هر كس نباشد عقلى نخواهد داشت. حسن معرفت به خداوند، حسن طاعت و حسن صبر در برابر امر خداوند.
مرحوم مجلسى ميفرمايد: شايد اين چيزها (معرفت نيكو بخدا و طاعت نيكو براى او و صبر نيكو بر امر او) كه از آثار و نشانههاى عقل است را از اجزاء عقل شمردن بنا بر مبالغة (كوتاهى نكردن در كوشش نمودن معنى) و توسّع (فراخى معنى) و تجوّز (سخن بمجاز گفتن، و مجاز كلمه و سخنى است كه در غير معنى اصلى خود بكار برده شود و آن معنى از جهتى بمعنى اصلى شباهت داشته و مانند بوده) باشد، براى علاقه و وابستگى جدا نشدن آنها از عقل و دلالت داشتن آنها بر او.
13– بوی خوش :
وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ الرِّيحُ الطَّيِّبَةُ تَشُدُّ الْعَقْلَ وَ تَزِيدُ الْبَاهَ
مستدركالوسائل ج 1 ص 419 باب 59
بوی خوش عقل را محکم می کند . و قوه شهوت را زیاد می کند .
14 – حجامت :
قال علی علیه السلام : الْحِجَامَةُ تَزِيدُ الْعَقْلَ وَ تَزِيدُ الْحَافِظَ حِفْظا
مكارمالأخلاق ص 76 فصل چهارم
حجامت عقل و حافظه را زیاد می کند
15- مسواک
امام باقر عليه السّلام فرمود: السِّوَاكُ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَزِيدُ فِي الْعَقْل
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 18 ثواب مسواک
مسواك زدن بلغم را از ميان برد و خرد را بيفزايد.
16- تغذیه
تغذیه در قدرت عقلانی انسان بسیار موثر است از اینرو بعضی خوردنیهایی که در تقویت عقل موثر است را بیان می کنیم :
1- خوردن شیر
2- خوردن هلیله
3- خوردن کدو
4- خوردن سرکه
5- آبگوشت کدو
6- کرفس
7- گوشت
8– گلابی
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود : عَلَيْكُمْ بِالسَّفَرْجَلِ فَكُلُوهُ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ وَ الْمُرُوَّة
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج63 171 باب 8
یعنی گلابى را باشيد و آن را بخوريد كه خرد و مردانگى را فزايد
9- سرکه و نمک
مردى در خراسان نزد امام رضا عليه السّلام بود و سفرهاى براش آوردند كه سركه و نمك داشت و با سركه خوراك را گشود آن مرد گفت: قربانت شما بما فرموديد با نمك خوراك گشائيم، فرمود : هَذَا مِثْلُ هَذَا يَعْنِي الْخَلَّ يَشُدُّ الذِّهْنَ وَ يَزِيدُ فِي الْعَقْل
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 18 ثواب مسواک یعنی اين هم مانند آنست ذهن را سخت كند و خرد را فزايد.
ادامه فقه الحدیث :
باقیمانده حدیث را هم به همین روش کاملا توضیح می دهیم البته کم و کیف توضیح حدیث بستگی به سطح مخاطب و درایت خطیب و زمان و مکان خطابه دارد .
پنج عمل مقدس و پنج عمل جانشین در گفتار رسول گرامی صلی الله علیه و آله
عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ فِي الْجَنَّةِ غُرَفاً يُرَى ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا يَسْكُنُهَا مِنْ أُمَّتِي :
1) مَنْ أَطَابَ الْكَلَامَ
2) وَ أَطْعَمَ الطَّعَامَ
3) وَ أَفْشَى السَّلَامَ
4) وَ أَدَامَ الصِّيَامَ
5) وَ صَلَّى بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ
فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِيقُ هَذَا مِنْ أُمَّتِكَ فَقَالَ ع يَا عَلِيُّ
1) أَ وَ مَا تَدْرِي مَا إِطَابَةُ الْكَلَامِ مَنْ قَالَ إِذَا أَصْبَحَ وَ أَمْسَى سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ عَشْرَ مَرَّاتٍ
2) وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ نَفَقَةُ الرَّجُلِ عَلَى عِيَالِهِ
3) وَ أَمَّا إِدَامَةُ الصِّيَامِ فَهُوَ أَنْ يَصُومَ الرَّجُلُ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ يُكْتَبُ لَهُ صَوْمُ الدَّهْرِ
4) وَ أَمَّا الصَّلَاةُ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ فَمَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ صَلَاةَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ صَلَاةَ الْغَدَاةِ فِي الْمَسْجِدِ فِي جَمَاعَةٍ فَكَأَنَّمَا أَحْيَا اللَّيْلَ كُلَّهُ
5) وَ إِفْشَاءُ السَّلَامِ أَنْ لَا يَبْخَلَ بِالسَّلَامِ عَلَى أَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِين
معاني الأخبار 251 باب معنى إطابة الكلام و إطعام الطعام و إفشاء السلام و إدامة الصيام و الصلاة بالليل و الناس نيام
أمالي الصدوق 329 المجلس الثالث و الخمسون
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ج12 60 34 باب استحباب إفشاء السلام و إطابة الكلام .
ابو بصير گويد: امام صادق عليه السّلام از پدران خود از حضرت علىّ (عليهم السّلام) چنين روايت نمود كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: در بهشت اطاقهايى است كه ظاهرش باطن آن بوده، و درونش از بيرون آن ديده مىشود واقامتگاه فردى از امّت من است كه داراى اين خويها باشد: كلامش نيكوست، و مردم (گرسنه) را اطعام كند، سلام كند و پيوسته روزهدار باشد، و در شب وقتى چشمان مردم در خواب رفته است، او چشم خود را به رحمت پروردگار دوخته و بخواندن نماز مشغول گردد. علىّ عليه السّلام عرض كرد: اى رسول خدا! از امّت شما چه كسى توان اين كار را خواهد داشت! فرمود: يا علىّ؛ آيا ميدانى «اطابه كلام» (سخن نيكو) چيست؟ كسى كه هر صبح و هر شب ده مرتبه بگويد: «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه أكبر» (نيكو كلام مىباشد). «اطعام الطّعام» (دادن غذا) خرجى دادن مرد است به خانواده خويش، و امّا «ادامه روزه» آن است كه انسان در طول ماه رمضان، و در هر ماه، سه روز روزه بگيرد، كه ثواب روزه تمامى عمر بر او نوشته مىشود. «و الصّلاة باللّيل» يعنى اداى نماز در شب، و هنگامى كه مردم در خوابند، پس شخصى كه نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد به جماعت بخواند، همانند كسى است كه تمامى شب را بيدار مانده باشد، و «افشاى سلام» آن است كه از سلام دادن به هيچ يك از مسلمانان بخل نكند.
چهار خوشحالی و چهار ناراحتی در گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله
و قال صلّى اللّه عليه و آله: من فرح بأربعة حزن في أربعة:
1- من فرح بطول البقاء حزن عند الموت،
2- و من فرح بسعة البيت حزن عند ضيق القبر،
3- و من فرح عند المعصية حزن عند العقوبة،
4- و من فرح بأكل الحرام حزن عند الحساب.
هر كه به چهار چيز خرسند شود در چهار موقع محزون گردد:
1- آن كه به عمر طولانى خرسند شود هنگام مرگ اندوهگين شود،
2- آن كه به وسعت خانه دلخوش باشد در تنگى قبر غمگين شود، (مراد در اين دو قسم آن خرسندى است كه خدا را فراموش كند)،
3- هر كه به گناه خوشحال گردد، در وقت كيفر غصهدار باشد،
4- و كسى كه به خوردن حرام خوشدل گردد هنگام حساب محزون شود.
تحرير المواعظ العددية 335 الفصل الثاني
شش نسخه برای شش حاجت در کلام پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله
عن امير المؤمنين عليه السّلام قال: جاء رجل الى النّبيّ صلّى اللَّه عليه و آله فقال: علّمني عملا يحبّني اللَّه تعالى و يحبّني المخلوقون و يثرىاللَّه مالي و يصحّ بدني و يطيل عمرى و يحشرني معك، فقال صلّى اللَّه عليه و آله:
ستّ خصال محتاج إلى ستّ خصال، إذا اردت ان يحبّك اللَّه فخفه و اتّقه و إذا اردت ان يحبّك المخلوقون فاحسن اليهم و ارفض ما في ايديهم و إذا اردت ان يثري اللَّه مالك فزكّه و إذا اردت ان يصحّ اللَّه بدنك فأكثر من الصّدقة و إذا اردت ان يطيل اللَّه عمرك فصل ذوى أرحامك و إذا أردت ان يحشرك اللَّه معي فاطل السّجود بين يدي اللَّه الواحد القهّار.
سفينة البحار 1/ 599
از امير المؤمنين (ع) نقل شده كه فرمود: مردى نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: كارى به من بياموز كه خدا و مردم مرا دوست داشته باشند و خدا ثروتم را افزون و بدنم را سالم و عمرم را طولانى كند و مرا با تو محشور سازد. پيامبر (ص) فرمود:
اينها شش خصلت است كه نياز به شش خصلت دارد: هر گاه خواستى خدا تو را دوست داشته باشد از او بترس و پروا داشته باش، و هر گاه خواستى مردم تو را دوست داشته باشند به آنان نيكى كن و از آنچه در دستشان است صرف نظر نما، و هر گاه خواستى خدا ثروتت را افزون كند زكات آن را بپرداز، و هر گاه خواستى خدا بدنت را سالم گرداند بسيار صدقه بده، و هر گاه خواستى خدا عمرت را طولانى كند با خويشاوندان خود پيوند كن، و هر گاه خواستى خدا تو را با من محشور سازد در برابر خداوند يگانه قهّار سجده طولانى كن.
پنج نوع حیا در کلام پیامبر کرامی صلی الله علیه و آله
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَافْعَلْ مَا شِئْتَ أَيْ إِذَا فَارَقْتَ الْحَيَاءَ فَكُلُّ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَيْرٍ وَ شَرٍّ فَأَنْتَ بِهِ مُعَاقَبٌ وَ قُوَّةُ الْحَيَاءِ مِنَ الْحُزْنِ وَ الْخَوْفِ وَ الْحَيَاءُ مَسْكَنُ الْخَشْيَةِ فَالْحَيَاءُ أَوَّلُهُ الْهَيْبَةُ وَ صَاحِبُ الْحَيَاءِ مُشْتَغِلٌ بِشَأْنِهِ مُعْتَزِلٌ مِنَ النَّاسِ مُزْدَجَرٌ عَمَّا هُمْ فِيهِ وَ لَوْ تُرِكَ صَاحِبُ الْحَيَاءِ مَا جَالَسَ أَحَداً قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَلْهَاهُ عَنْ مَحَاسِنِهِ وَ جَعَلَ مَسَاوِيَهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ كَرَّهَهُ مُجَالَسَةَ الْمُعْرِضِينَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ الْحَيَاءُ خَمْسَةُ أَنْوَاعٍ حَيَاءُ ذَنْبٍ وَ حَيَاءُ تَقْصِيرٍ وَ حَيَاءُ كَرَامَةٍ وَ حَيَاءُ حُبٍّ وَ حَيَاءُ هَيْبَةٍ وَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْ ذَلِكَ أَهْلٌ وَ لِأَهْلِهِ مَرْتَبَةٌ عَلَى حِدَة
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج68 336 باب 81 الحياء من الله و من الخلق
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود. وقتى كه حياء را كنار گذاشتى هر گونه عملى كه انجام دهى خواه خوب باشد يا بد تو در مقابل آن كيفر خواهى داشت. و حزن و اندوه و همچنين ترس و خوف از خدا موجب ازدياد و قوى شدن حياء مىشود. و حياء جايگاه خشيت از حق است. پس اول منشأ حياء احساس هيبت و عظمت حق است و صاحب حياء بكار خود مشغول و از مردم دنيا بدور و از آنچه كه آنها بآن سرگرم هستند منزجر است و صاحب حياء طورى است كه اگر مردم با او كارى نداشته باشند با هيچ كس آميز و مجالست نميكند.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده است هنگامى كه خداوند براى بندهاى خير و خوبى بخواهد او را نسبت بمحاسن و كارهاى خويش غافل و بىتوجه نموده ولى كارهاى بدش را در مقابل چشمش هميشه مجسم مينمايد و او را از همنشينى با كسانى كه از ياد و ذكر خدا اعراض نمودهاند بىميل و متنفر ميگرداند.
و حياء بر پنج نوع است 1- حياء و شرم از گناه 2- حياء تقصير و كوتاهى در عبادت 3- حياء بزرگوارى 4- حياء محبت بخدا 5- حياء از هيبت و عظمت الهى. و براى هر يك از اينها اهلى و اشخاصى و براى اهل اين مراتب درجه و حد معينى است.